چرا مجذوب نوع خاصي از جنس مخالف خود ميشويم؟

 

Image and video hosting by TinyPic

          

 تا به حال پيش آمده دوستتان در مورد يک مرد يا زن فوق العاده جذاب تعريف کند و آنقدر مشتاق شويد اين فرد را از نزديک ببينيد اما هيچ شانسي نداشته باشيد؟

يا تا حالا پيش آمده آنقدر مجذوب يکنفر شويد اما هيچ وجه تشابهي با او نداشته باشيد، و با اينکه از نظر جسمي به هيچ وجه از نوع شما نيست، اما به طرز باور نکردني کششي بين خود و او احساس کنيد؟

يا شايد هم با همسرتان يک رابطه بي احساس و از نظر جنسي کاملاً مرده داشته باشيد و ناگهان آنقدر مجذوب او مي شويد که حتي يک لحظه هم نمي توانيد دست از او بکشيد؟

کشش و جاذبه اول به شکل خردمندي جسم يا غريزه اوليه وارد بدن مي شود که ميتوان آنرا نوعي عمل شيميايي دانست. چيزي که با عقلانيت امروزي قابل توجيه نيست—چيزيکه فرد به طور مبهمي احساس مي کند اما نمي توند منشاء آن را تشخيص دهد. و همانطور که مي دانيد، در آن سطح کاملاً غيرشخصي است، ميتواند هر کسي باشد. گاهي اوقات، اين جاذبه را به کسي پيدا ميکنيم که براي اولين بار او را مي بينيم و گاهي اوقات اين جاذبه با بيشتر شدن ارتباط و صميميتمان با يکنفر در ما ايجاد مي شود. بعضي وقت ها هم اين شور و اشتياق را به کسي پيدا مي کنيم اما وقتي با او حرف مي زنيم، اين حس به کلي از بين مي رود.

وقتي کسي شوق شما را برمي انگيزد، به اين خاطر است که نوساناتي که از آن فرد صادر مي شود را دريافت مي کنيد. معمولاً افرادي که شبيه ما باشند و با "نوسانات مثبت" ما جور باشند، باعث مي شوند که احساس خوبي به هم پيدا کنيم. گذراندن وقت با آنها بسيار دلپذير و خوشايند است و در کنارشان احساس راحتي و آسايش ميکنيم. اما آندسته از افراديکه با "نوسانات منفي" ما جور باشند، احساسي توام با ناراحتي به ما مي دهند، ما را تحقير کرده، از ما سوء استفاده مي کنند، ما را ناديده مي گيرند و يا با خشم و کينه توزي با ما رفتار مي کنند. اين افراد خيلي با ما بحث و جدل مي کنند و ضعف ها و اشتباهات ما را خيلي زود مي بينند و تشخيص مي دهند. اما ما به سمتشان کشيده مي شويم چون نوسانات انرژيشان مشابه ماست و به همين خاطر مجبور مي شويم که متقابلاً به همان شکل عمل کنيم. و زمانيکه اين نوسانات در اوج خود نباشد، برايمان سخت است که بفهميم کدام رابطه مان مخرب است در کدام رابطه از ما سوء استفاده مي شود، و کدام رابطه مان بادوام و مستحکم است.

طريقه کنش و واکنش ما در هر زمان "وضعيت" ناميده مي شود

وضعيت فيزيکي ما: به مجموعه حالت هاي جسمي و مسائل مربوط به ظاهر و بدن ما مربوط مي شود: غذا، ورزش، آرايش، سيگار، مواد مخدر، رابطه جنسي و از اين قبيل. بدن ما همچنين به صورت فيزيکي، عقايد ذهني و زخم هاي روحي که در درون نگه مي داريم (مثل عصبانيت، ترس، احساس گناه، خجالت و ...) را به عهده مي گيرد. همه ما آدم هايي را ديده ايم که هميشه ابرو در هم مي کشند، درحاليکه موقع بچگي اينطور نبوده اند، اما چيزي که الان مي بينيد نشاندهنده تصوير زشت دنياي دروني آنهاست. وضعيت ظاهري يا فيزيکي بدن خارجي ما، نوساناتي بيرون مي فرستد که توسط آنهايي که با آن نوع ظاهر وفق دارند، دريافت مي شود.

وضعيت ذهني ما: مجموعه اي از افکار، عقايد، قضاوت ها، ارزش ها، رفتارها، اهداف، تصميمات روزانه و ... مي باشد. وقتي بزرگتر مي شويم، تشخيص ناخودآگاه اينکه که هستيم، مفهوم زندگي، هدف هستي، رابطه ما با ساير موجودات، و محيط اطراف ما با تجربيات شخصي و بايد و نبايد هاي فرهنگي ما شکل مي گيرد. ما معمولاً کساني را جذب مي کنيم که با عقايد، افکار و رفتارهاي ما جور باشند. افرادي را جذي ميکنيم که طريقه فکر کردن ما، باورها و انتظارات ما را تصديق کنند. مثلاً اگر باور داريم که همه مردها دوست ندارند صميميت احساسي برقرار کنند يا همه زنها علاقه اي به رابطه جنسي ندارند، زنان و مرداني که به سمت خود جذب ميکنيم به اعتقادات و انتظارات ناخودآگاه ما واکنش ميدهند. آنها هم تاييد مي کنند که همه مردها علاقه اي به برقراري صميميت عاطفي و احساسي ندارند و همه زنها رابطه جنسي دوست ندارند. يا اگر فکر مي کنيم و باور داريم که استحقاق نوعي خاص از مردم را نداريم، جذب کساني مي شويم که به حسابمان نمي آورند، ناديده مان مي گيرند يا ما را پس ميزنند.

وضعيت احساسي ما: مجموعه اي از احساسات و عواطف گذشته و حال ماست. احساسات سرکوب شده تاثير بسيار قوي تري دارند تا حرف هايي که بدون انرژي احساسي بر زبان آورده مي شوند. اگر مثلاً در زمان کودکي عشق و محبت شما رد شده باشد، ممکن است ناخودآگاه از اين بترسيد که هيچوقت نتوانيد در زندگي عضق واقعي را تجربه کنيد. اين نوسان نوميدي از نياز يا فقدان عشق در زندگي را در زندگيتان ايجاد مي کند. آنوقت کساني را جذب مي کنيد که احساسات شما را برنگردانده و نشانه هايي از حسرت و ميل به عشق نشان مي دهند. شما براي هر نوع موقعيتي، نتيجه اي، و مردمي که روي همان طول موجي که طرد شدگي، ترحم به خود، افسردگي، ناراحتي، نااميدي و حسرت بيشتر برايتان مي آوردف نوسان ميکنيد.

وضعيت جنسي ما: مجموعه اي از توانايي ما در ارضاء اميال جنسي، انگيزش هاي شهواني، راه ها، افکار، احساسات، بيانات کلامي و غيرکلامي با توانايي يا مهارت هاي جنسي ما ميباشد. مثلاً اگر از نظر جنسي احساس گناه، آزردگي، درد، افسوس، دشمني، بيصبري، استرس، اضطراب، خجالت، گيجي، و احساس الزم و اجبار ميکنيد، ترديد داريد که بتوانيد جنس مخالفتان را ارضا بکنيد و ناخودآگاه فاصله اي بين خودتان و طبيعت جنسيتان به وجود مي آيد. اين فاصله اندازي کوچک شمردن و تحقير کردن انتظارات جنسي خودتان ناشي مي شود و سعي مي کنيد با عباراتي مثل "خيلي از آدم هاي ديگر هم زندگي جنسي راضي کننده اي ندارند چه اشکالي ندارد" يا "کي به رابطه جنسي فکر مي کند" يا "بيش از اندازه به رابطه جنسي اهميت داده ميشود، چيزهاي مهمتر ديگري هم در رابطه وجود دارد" و از اين قبيل، وضعيت "منفي" خودتان را توجيه کنيد.

خيلي اوقات مشکلاتي مثل خجالت جنسي، کم بودن ميل جنسي، کاهش انگيختگي جنسي، مشکل نعوظ، انزال زودرس، ناتواني در ارگاسم شدن، و ناتواني در تجربه وضعيت عالي جنسي يا خلاء جنسي، به وضعيت مي رسيد که همه فکر و ذکرتان رابطه جنسي مي شود، هميشه در مورد آن حرف مي زنيد و هر اتفاقي را به آن ربط مي دهيد يا از نظر جنسي بسيار خشن، بي ملاحظه يا بي اعتنا مي شويد. چون از روي يک وضعيت منفي (از لحاظ جنسي) عمل مي کنيد، افرادي را جذب ميکنيد که اين درماندگي، احساس گناه، يا عدم جذابيت جنسي را به شما يادآور ميشوند.

وضعيت روح ما: اين مجموعه اي از احساس آرامش ما با خودمان، ارتباط و وابستگي ما به زندگي و جهان هستي، وضعيت شهودي طبيعي ما، دانستن ما، قدرت اراده ما، احساس ما، آتش درون ما، عمق شخصيت ما، توانايي زندگي کردن ما در لحظه حال، در آغوش کشيدن زندگي و اينها را تشکيل مي دهد. نوسانات روح شما، نمود دروني ترين وجود شماست. نوسان روح شما افرادي را به خود جذب مي کند که تعادلي را که از درون به آن رسيده ايد را منعکس کنند. مثلاً اگر تعادل دروني نداشته باشيد يا مرکز خود را، محل قدرت اراده خود را پيدا نکرده باشيد، افرادي را به زندگي خود جذب ميکنيد که از يک انتهاي هرج و مرج و آشفتگي به انتهاي ديگر آن در نوسان هستند.

نوسانات روح ما همچنين تنها نوع نوساني است که افرادي را جذب مي کند که الزاماً انعکاسات نوسانات روح خود ما نيست اما اين فرصت را در اختيار ما مي گذارد که از نظر معنوي رشد کنيم. روح احساس مي کند که پيوستگي يا برخي افراد مي تواند امکانات تازه اي براي آزادانه جريان يافتن در عشق، حقيقت و سعادت را فراهم مي آورد و به سمت آن انرژي کشيده مي شود. اين افراد و موقعيت ها ممکن است هميشه خوشايند نباشند اما ما به خاطر درس هاي معنوي که از آنها مي گيريم، به سمت آنها کشيده مي شويم. مثلاً اگر در دوره اي از زندگيتان باشيد که به دنبال حقيقت وجوديتان باشيد، (1) افراد ديگري که در جستجوي حقيقت وجودي خودشان هستند را جذب ميکنيد، (2) افرادي را که قبلاً در اين مسير بوده اند و آنچه را که به دنبالش هستيد را دريافته اند، کساني که ميتوانند به شما کمک کرده و در اين مسير حمايتتان کنند، (3) ساير اوقات کساني را به خود جذب مي کنيد که شما را از اين مسير پايين کشيده و به ورطه درد و رنج و آزردگي مي کشانند.

وضعيت معنوي ما: وضعيت معنوي ما بر پايه عشق است. اين نوسانات از قسمتي از ما سرچشمه مي گيرند که عشق، لذت و صميميتي عميق و بي انتهاست. و همه ما اين ظرفيت دروني را داريم-- همه ما صرفنظر از اينکه از کجا آمده باشيم، به چه عقيده داشته باشيم و در گذشته چه کارهايي کرده و نکرده باشيم. اينها نوساناتي هستند که قدرت التيام بخشي، تجديد، جوان کردن، امنيت بخشي، الهام بخشي، قدرت بخشي و نزديک تر کردن ما به صميميت، خلاء و حقيقت، الهيت و خدا را دارند. مشکل خيلي از ما اين است که آنقدر خود را درگير مسائل ذهني و احساسي مي کنيم که از نوسان ما در اين حيطه جلوگيري مي کند.

وقتي عاشق مي شويد، با آينه اي از نيازهاي کنوني خود عاشق مي شويد.

به طور کلي، همه روابط سالم حداقل به کمي نوسان تطابق جسمي، ذهني، احساسي، روحي و معنوي نياز دارد. مسئله مهمي که بايد به ياد داشته باشيد اين است که ما مي توانيم اين نوسانات را يکدفعه يا در مراحل مختلف در رابطه دريافت کنيم. مهمتر اينکه اگر بخواهيم اين به يک رابطه تبديل شود، بايد در هر دو طرف اتفاق بيفتد نه فقط براي يکي از آنها.

فرايند جذب کردن کسانيکه در فرکانس هايي که با فرکانس هاي شما جور است نوسان مي کنند، در سراسر زندگي شما ادامه دارد. آسانترين راه براي اطمينان يافتن از اينکه فرد مورد نظرتان در فرکانسي مشابه شما از نظر جسمي، ذهني، احساسي، روحي و معنوي نوسان مي کند اين است که به دنبال پيشرفت و رشد فردي باشيد. خودتان را ملزم کنيد که نوساناتي که عشق، لذت، شادي، صميميت جنسي، و تعهد برايتان به ارمغان مي آورد و هر آنچه را که به زندگي شما مفهوم و هدف مي دهد را دوبرابر کنيد. در اين شرايط وقتي کسي جلو مي آيد انعکاسي از خود شما خواهد بود و نوسانات شما نيز در اوج خود خواهد بود.

نشان دادن يک رابطه پراحساس و بامحبت و دوام يافتن صميميت و عشق آسانتر از آن است که تصور مي کنيد کنترل آن به دست خودتان است.

 آنچكه زنان هنگام ملاقات با مردان به آن توجه میكنند

وقتی مردی یك زن را مورد توجه قرار میدهد، قوه تخیلـش  بكار می افتد. در اغلب موارد اینكه او چه چیـزی پوشـیـده  است اهمیت ندارد. برای مردان، قوه تــخیـل باعـث ایـجـاد  پیش بینی ها و امید به آشنایی میگردد!
از طرف دیگر هنگامی كـه یـك زن مـردی را مـورد توجه قرار  مــی دهــد، بــندرت در وحله اول تفكرات جنسی در مورد  او بـه ذهـنـش خطور میكند. بیـشتر احتمال دارد كه وی او را مورد توجه قرار دهد به این دلیـل كه شبـیه مردی است   كه میتواند از خود به لـحاظ جسمانی، احساسی و مالی  مراقبت نماید و بـنــظر میرسد كه میتواند بر اغلب چالشها  و سختی های زندگی فائق آید                                                   .
متاسفــانـه بـرخـی از مــردان بسیاری از ارزشـهـای والای  انسانی را نادیده گرفته و وقـتـی زنـی را مـورد تـوجـه قـرار می دهند، دو فكر نكوهیده و ناپسند زیر به سرعت از ذهنشان خطور مینماید:
1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسید؟                                                               
2- روابط جنسی او چگونه خواهد بود؟                                                                          
هنگامی كـه زنـان مـردی را مورد توجه قرار می دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور میكند                       
1- آیا شاغل است؟                                            
2- آیا شغل خوبی دارد؟                                            
3- آیا او میتواند شغل خوبی را تـا مـدتی كـافی حفظ كند تا هر دو بتوانیم از مـنفعت آن بهرمند شویم؟
شاید این دلیل آن باشد كه چرا مردان احـساس میكنند پذیرفته شدن آنها توسط یك زن منوط به گذراندن یك تست مشكل در مورد وضعیت جسمانی و مالیشان است                        
 مردها نگاهی سر سری دارند، زن ها موشكافانه میبینند                                                    
 بـرخـلاف بـاور عـمومی، زنـها بـیشتر از مردان به مسائل دیداری اهمیت می دهند. آنـها تـمایل دارنـد آنچه را كه دوست دارند ببینند. این دیدن لـزوما همـراه با خـیـره شـدن و زل زدن نیست و لزومی ندارد كه آن چیز كاملا واضح و آشكار باشد. یك نـگـاه گذرا كافیست كه تمام جزئیات در ذهن آنها ثبت گردد. مردان تحسین می كنـنـد زنـان تـفتیش؛ یك زن ممكن است قبل از اینكه چشم در چشم یك مرد دوخته باشد و یـا ایـنـكه توجهش را به خود جلب نموده باشد، بخواهد تصمیم به علاقمند شدن به آن مرد بگیرد.
مـردان پـستی بلندی ها و برجستگی ها را مورد توجه قرار می دهـنـد، زنان ساخـتـار و بـنیان را. آنها به چشمها، دستها، دندانها، لبـخـند و كلاس مردان نـیـز توجه می كـنـنـد. زنهایی كه بیشتر به خصوصیات وجودی مردان اهمیت می دهنـد، به مردان صادق، اهل گردش روی، قابل اعتماد و با استیل، زیرك، خوش مشرب و باكلاس توجه میكنند. چنین مردانی به عـنـوان افرادی دوست داشـتـنی، مـهربان و علاقمـنـد بـه دیـگران درنظر گرفته می شوند. آنها محدوده وسیعی از تماسها و بـرخـوردهای شـخـصی را ایجاد و نگهداری میكنند.
زن ها از چشمهایشان بـرای برقراری ارتبـاط با مـرد مورد علاقه خود استفاده میكنند. از طرف دیگر مردها، از تماسهای چشمی و دیداری در مورد زن مورد علاقه خود اجتناب مینمایند.
با اینكه زنها می گویند كه دوست ندارند یك مرد به بدن آنها خیره شود، وقتی مـردی كه ممكن اسـت به او عـلاقمند باشند عمیقا در چشمهایشان نگاه میكند، بدون اینـكه ابراز كنند، احساس شعف و شادمانی بسیار می نمایند. مردی كه میداند برای انتقال علاقه خود به همسر آینده اش چگونه باید از چشمهایش استفاده كند موفقتر از مردی خواهد بـود كه از نگاه كردن مستقیم به چشمهای زن مورد علاقه اش خودداری می كند. تبادل تماسهای چشمی مرحله آغازین ابراز علاقه محسوب میگردد.                               
چگونه میتوانید او را علاقمند نگهدارید؟