آرزوی های واقعی گوگل
آرزوی های واقعی گوگل
گوگل مدعی است جاه طلبی هایش به کسب درآمد سریع از طریق اینترنت محدود نمی شود.
گوگل در منشور شرکت خود مدعی است: "هدف این شرکت سازماندهی کردن اطلاعات جهان و فراهم کردن امکان دسترسی به این اطلاعات در سرتاسر جهان است."
در طی سالها گوگل مجموعه ای از ابزارهای نرم افزاری اینترنتی را ارائه کرده است: Gmail برای ارسال پست الکترونیک، Google Docs برای واژه پردازی و تولید صفحات گسترده، Picasa برای ویرایش تصویر، Google Earth و Google Maps برای جستجوی امکان و نقشه ها، Blogger و Youtube تنها بخشی از سرویس های ارائه شده توسط گوگل هستند.
شاید چندی قبل این فهرست بیشتر به شاخص یک رشد اتفاقی شباهت داشت، اما اکنون مشخص است که با هر جستجویی که ما انجام می دهیم و هر ابزاری که استفاده می کنیم، به گوگل کمک می کنیم اطلاعات بیشتری جمع آوری کند و مصنوعات جامعه اطلاعاتی ما را سازماندهی کند.
هزینه ای که جامعه می پردازد
هر جستجویی که کاربران از طریق گوگل انجام می دهند به موتورهای جستجوی این شرکت اطلاعات بیشتری برای طبقه بندی اطلاعات خواهد داد.
اما از سوی دیگر هرچه گوگل اطلاعات بیشتری داشته باشد، مشتریانش راضی تر خواهند بود، بر روی آگهی های آن بیشتر کلیک خواهد شد، گوگل درآمد بیشتری کسب خواهد کرد و پول بیشتری نیز برای سرمایه گذاری در خدمات جدید و "مجانی" خواهد داشت و در نهایت بهتر می تواند کاربران را بفریبد تا اطلاعات بیشتری به گوگل بدهند.
هرچند آقایان پیج و برین قول می دهند که گوگل "می تواند بدون انجام اعمال خلاف هم درآمد کسب کند" اما سوال ها درباره ایمنی اطلاعات شخصی کسب شده از طریق گوگل که در انبارهای اطلاعاتی گسترده این شرکت حفظ شده اند، باقی خواهند ماند.
حرکت پا به پای اینترنت
گسترش گوگل به گسترش اینترنت وابسته است و امروزه، با وارد شدن تلفن های همراه، قاب عکس های دیجیتالی و حتی یخچال ها به محدوده فیزیکی اینترنت، نمی توان مرز مشخصی برای اینترنت تعریف کرد.
به این ترتیب نقشه راه گوگل تدوین شده به نظر می رسد: این شرکت به تازگی مرورگر اینترنتی خود به نام کروم را منتشر کرد.
هدف کار مرورگرها نشان دادن صفحات وب است، اما گوگل می گوید کروم امکان اجرای برنامه های پیچیده تر را نیز در محیط اینترنت فراهم می کند.
اما مهمتر از کروم نرم افزاری به نام اندروید است. این نرم افزار درواقع سیستم عاملی برای تلفن هایی است که قابلیت اتصال به اینترنت را دارند و گوگل مدعی است، دلیل ساخت آن این است که تلفن های همراه "هوشمند" امروز برای استفاده از اینترنت موبایل ساخته نشده اند و گوگل در تلاش است این خلاء را با اندروید پر کند.
شریک یا رقیب؟
این شرکت که 12 سال قبل توسط دو دانشجو تاسیس شد، اکنون به اندازه ای بزرگ است که می تواند به اهداف تعیین شده دست پیدا کند.
در پایان سال 2007 شمار کارمندان گوگل 16800 نفر بود و گزارش شده بود که هر هفته حدود 100 نفر به مجموعه کارمندان آن اضافه می شوند.
اما با نفوذ گوگل به جنبه های بیشتری از زندگی مدرن ما، شرکتهای بیشتری در صنایع بیشتری به این فکر خواهند افتاد که آیا گوگل یک شریک تجاری است؟ یا یک رقیب؟ یا نابود کننده مدال های تجاری موجود؟
با در نظر گرفتن عملکرد فعلی گوگل می توان شعار این شرکت را اینطور تعریف کرد که "ما هر کاری را بهتر از شما انجام می دهیم - آنهم مجانی."
حتی بزرگترین رقبای گوگل هم تحت فشار قرار دارند: از جمله مایکروسافت که انتشار مرورگر اینترنتی جدید آن (اینترنت اکسپلورر 8) تحت تاثیر انتشار کروم قرار گرفت، و حتی یاهو که مجبور شده تبلیغات در سایت خود را به گوگل واگذار کند و برخی از درآمد خود را با این شرکت شریک شود.
حکومت سه نفره
حتی در شرایطی که جهان با رکورد اقتصادی مواجه است، گوگل کماکان انتظار دارد که به واسطه تعداد زیاد مشتریان و موفقیت گسترده خود، از درآمدهایش کاسته نشود و به اعتقاد آنها این ساختار سنتی رسانه است که باید بخاطر جمع بستن مخاطب و داشتن تلقی عام از آن نگران باشد.
به همین دلیل و برای اطمینان دادن به سرمایه گذاران در این شرکت، مدیران گوگل قول داده اند که آنها مانند یاهو به دام نخواهند افتاد و گوگل را به یک شرکت رسانه ای تبدیل نخواهند کرد.
اریک اشمیت، مدیرعامل گوگل می گوید: "قانون همیشگی ما این بوده که نباید مالک مطالب و آثار بود، بلکه باید با یک شرکت تولید کننده محتوی و مطالب شراکت کرد."
هرچند در برخی مواقع تمایز میان "رسانه سنتی" که عکس و تصویر تولید شده توسط خبرگزاری ها را منتشر می کند، با عکاسان مستقل و مخاطبان آنها، و یوتیوب و گوگل نیوز مشخص نیست، اما در حال حاضر اصلی که اریک اشمیت به آن اشاره کرد، اصلی انکار ناشدنی در فعالیت گوگل است.
دو موسس گوگل بر عملکرد فنی شرکت نظارت دارند و آقای اشمیت که فردی باسابقه در صنایع فن آوری محسوب می شود، شرایط ادامه کسب درآمد را فراهم می کند.
آقای اشمیت می گوید این سه مدیر باهم عهدی غیر رسمی بسته اند که تا حداقل 20 سال آینده در کنار یکدیگر بمانند؛ زمانی که به گوگل فرصت کافی می دهد تا موقعیت خود را بعنوان رکن اصلی اقتصاد اینترنتی ما تثبیت کند.
سي و يك روز موفقيت
روز اول
از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببر. نق زدن تنها تو را خستهتر ميكند و نميگذارد كار را درست انجام دهي، اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني، مثل سگ همه جا به دنبالت خواهد بود.
روز دوم
سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي، نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي. بايد به كارت ايمان داشته باشي. يك جريان آب ضعيف، تنها نيمي از باغچه را آبياري ميكند.
روز سوم
همه چيز را همانطور كه هست بپذير. خواستن تنها، چيزي را تغيير نميدهد. خواستن، باد را از وزيدن باز نميدارد و برف را به آب نبات تبديل نميكند. اگر ميخواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.
روز چهارم
تمرين كن تا از درون شاد باشي. اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم بگيرند. خودت رئيس كارخانة شاديسازي باش.
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن. تلاش كن، اما نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند. براي ابر چه فرقي ميكند باد از كدام سو بوزد. چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف ميكني؟
روز ششم
وقتي تصميم به انجام كاري ميگيري، از خود نپرس: من چه ميخواهم؟ بلكه بپرس: چه كاري به نفع همه است؟ اگر به فكر منافع ديگران باشي، ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي.
روز هفتم
هنگام تصميمگيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد شد؟ پرسش درست اين است كه: چه كاري به نفع همه است؟ خانه زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند.
روز هشتم
وقتي كار به مشكل ميخورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را، انسان وقتي شنا ياد ميگيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم
براي موفقيت در هر كار، بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي. آنگاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه ميداري، بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري.
روز دهم
اگر طرحي در عمل مشكلتر از آن شد كه فكر ميكردي، دلسرد نشو. همه چيز اين دنيا همين طور است، خصوصاً اگر ارزشمند باشد. لاجرم خود حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي.
روز يازدهم
مشكلات ما را قوي و به سمت پيروزيهاي بزرگتر هدايت ميكنند. كوهنوردي آسان نيست، اما منظرهاي هم كه از قله كوه ديده ميشود، بسيار زيباست.
روز دوازدهم
ارادهات را قوي كن. خود را وارد به انجام كارهايي كن كه برايت مشكلاند. سپس آنها را با جديت انجام بده. بعد از مدتي خواهي ديد كه ارادهات همانند گرزي فولادي سخت و درخشان شده است.
روز سيزدهم
با انرژي كامل روي كارهايت تمركز كن. شيشههاي رنگي كليسا، هنگام عبور نور از آنها بسيار زيبا و درخشان ميشوند. كارهايت را هم اگر با انرژي انجام دهي، شفاف و زيبا خواهند شد.
روز چهاردهم
هنگامي كه قصد انجام كاري را داري، از خود نپرس: ديگران آن را چگونه و با چه روشي انجام دادهاند؟ بلكه بپرس: چگونه ميتوانم آن را درست و به بهترین وجه ممكن انجام دهم. اين را بدان كه همواره حقيقتي تازه در انتظار كشف شدن است. بدون احساس وجود اين حقايق، كريستف كلمب هرگز به آمريكا نميرسيد و گراهام بل تلفن را اختراع نميكرد.
روز پانزدهم
هر كاري را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژيات را مانند ذره بيني كه نور خورشيد را متمركز ميكند، روي موانع تمركز دهي، هر مانعي كه سر راهت باشد خواهد سوخت.
روز شانزدهم
امروز را آغازي تازه بدان. چرا به چيزي كه ديروز اتفاق افتاده، يا انجام شده فكر ميكني؟ زندگي رودخانهاي است كه مدام به سمت آينده در جريان است. هيچ قطرهاي از آن دوبار از زير يك پل رد نميشود. كار را با روشي تازه انجام بده، بهتر از هميشه.
روز هفدهم
افكار و روياهايت را بسط بده. هنگامي كه در بيرون چمنزاري پهناور است كه از هر سو تا افق امتداد دارد. چرا خود را در آغل حبس كني.
روز هجدهم
نگذار افكار و ذهنياتت به صورت عادت درآيند. سعي كن هرگز در جا نزني. هر روز از زاويهاي تازه به كارها نگاه كن. زندگي يك صحنة پر از ماجراست. به اطرافت نگاه كن: نشانههاي زيبايي وجود دارند كه به كشفيات تازه اشاره ميكنند.
روز نوزدهم
مهمترين چيز احساسي است كه نسبت به كارت داري. وجود رنگهاي تيره در يك تابلوي نقاشي. نشانة افسردگي نقاش آن تابلوست. رنگهاي روشن، حاكي از وجود روشنايي و انرژي در زندگي نقاش آن تابلوست. هر كاري را با شادي انجام بده، تاديگران را هم شاد كني.
روز بيستم
زندگي مثل يك تاب است كه هم ميتواند سرگرم كننده باشد و هم حال به همزن. اگر هر بار كه تاب ميخوري احساس شگفتي كني، لذت تاب خوردن را احساس خواهي كرد. در زندگي هم هر بار كه كاري را انجام ميدهي، از انجام آن شگفتي احساس كن.
روز بيست و يكم
حرف حق را بپذير و كاري به گويندة آن نداشته باش. مثلاً اگر بوي دود را احساس ميكني و طوطيات فرياد بزند كه: خانه آتش گرفت! آيا به مهمانهايت خواهي گفت: اين طوطي نميفهمد چه ميگويد؟
روز بيست و دوم
عقايد را با حقايق اشتباه نكن. حقيقت مانند دانة بادام است، و عقايد پوستة آن دانة بادام هستند. اگر به دنبال حقيقت هر چيز هستي، بايد پوسته را بكني، تا خود دانه را ببيني.
روز بيست و سوم
قبل از انجام هر كار مهمي، اول ببين چه احساسي نسبت به انجام آن داري. آيا آن كار را مهم ميداني؟ آيا واقعي به نظرت ميرسد؟ آيا به ديگران كمك ميكند؟
روز بيست و چهارم
هنگام غليان احساسات، هيچ تصميم مهمي نگير. در اين صورت اشتباه خواهي كرد. اول درونت را آرام كن. ذهن مانند يك درياچه است. هنگام غليان احساس، درياچه مواج است. درياچه هنگامي نور ماه را منعكس ميكند كه آرام باشد.
روز بيست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشكلي يادت باشد كه حتماً راه حلي وجود دارد. زيرا هر چيز با جفتش به وجود ميآيد. بعد از هر سقوطي ، صعودي و بعد از هر شبي، روزي وجود دارد. ذهنت را روي راه حلها متمركز كن. براي بيرون آمدن از يك اتاق بايد در را پيدا كني، نه اين كه به ديوارها فكر كني.
روز بيست و ششم
همواره از نعمتهايي كه زندگي به تو بخشيده است، شاد باش و به خاطر آنچه كه نداري گلهمند نباش. ساختمان با سنگهايي ساخته ميشود كه در دسترساند، نه با سنگهاي حياط خانة ديگران.
روز بيست و هفتم
سعي كن مثل ماشين خرابي كه خاموش نميشود، دائماً در حال عذرخواهي نباشي. با اين كار توجه ديگران را به اشتباهاتت جلب خواهي كرد. تلاش كن كه بهترين را انجام دهي. آنگاه لبخند بزن و حركت كن. تنها خداوند كامل است.
روز بيست و هشتم
هر كار خيري كه در اين دنيا انجام دهي، بيش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد، به تو قدرت و انرژي و درك بيشتر خواهد بخشيد. اگر خودت نقاشي كني، ديگران از تماشاي آن لذت خواهند برد. ضمن آنكه در حين كار تجربهات هم در نقاشي بيشتر شده است.
روز بيست و نهم
براي عمل كردن از درونت فرمان بگير. براي تفكر از درونت راهنمايي بجو. زيرا درك و آگاهي را بايد دريافت كني و نميتواني خودت خلق كني. زمين هنگامي گرم ميشود كه به سمت خورسيد متمايل باشد.
روز سيام
هر چيز كه راست و درست باشد، به نفع تو و ديگران خواهد بود. خداوند بهتر از هر كس ميداند كه چه چيز به تو شادي واقعي ميبخشد. آيا يك گياه ميفهمد كه باد، آن را تقويت ميكند يا باران ملال آور باعث رشد گلهاي زيبا ميشود.
روز سي و يكم
هرگز مغرور نشو، زيرا غرور ميكروبي كشنده است. غرور به تدريج عقل را زايل ميكند و باعث ميشود هيچ كاري را بدرستي انجام ندهي.
بهداشت رواني در محيط کاري
بهداشت رواني را امروزه به معني احساس رضايت و بهبود رواني و انطباق کافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه تعريف کردهاند. يک محيط کاري سالم ميتواند ارتباط نزديکي با بهداشت رواني کارکنان داشته باشد. وقتي مديريت، عملکرد خوبي داشته باشد و کارکنان، مورد تکريم و احترام قراربگيرند و به آنان بها داده شود، بعيد است چنين محيط کاري دردسرساز باشد يا باعث بروز مشکلهاي رواني شود. بهعبارتي، عملکرد ضعيف مديريت ميتواند عامل نارضايتي شغلي قلمداد شود. بهعنوان نمونه، اگر کارکنان تصور کنند با آنان منصفانه و محترمانه رفتار نميشود، به احتمال زياد، به مشکلهاي رواني دچار ميشوند.
محيط کاري ميتواند عارضههاي منفي بر سلامت جسمي و رواني کارکنان داشته باشد اگر:
- فضايي بهوجود آوريم که تعادلي بين کار و زندگي وجود نداشته باشد.- تبعيض، تجاوز به حقوق کارکنان و برچسبزدن رواج داشته باشد.
تيمورشاه الفت