هشت توصیه برای موفقیت در بازار سهام

با وجود اینکه هیچ قاعده مشخصی برای خرید و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولی قواعد خاصی وجود دارد که قابل رد کردن نیست.
در این مقاله، چند قاعده عمومی که می‌تواند به سرمایه‌گذاران درک بهتری از شرایط بازار با دید بلند مدت بدهد مرور می‌شود.
توجه داشته باشید که این توصیه‌ها بسیار عمومی هستند و هر کدام نسبت به شرایط ممکن است کاربردهای متفاوتی داشته باشند ولی هر کدام از توصیه‌ها دارای مفاهیم پایه‌ای هستند که می‌توانند شما را به یک سرمایه‌گذار آگاه تبدیل کند.


1- فروش سهام زیان
ده و نگهداری سهام سود ده:
معمولا سرمایه‌گذاران سهامی که افزایش قیمت پیدا می‌کنند می‌فروشند ولی سهامی که با کاهش قیمت مواجه شده‌اند را به امید بالا رفتن قیمت نگهداری می‌کنند.

اگر سرمایه‌گذار زمان صحیح برای فروش سهامی که با کاهش قیمت مواجه شده‌اند را تشخیص ندهد ممکن است که سهام پس از مدتی کاملا بی‌ارزش شود. البته نگهداری سهام ارزشمند و فروش سهام کم‌ارزش از نظر تئوریک ایده جالبی است ولی در عمل مشکل است.
اگر سیاست شما برای سبد سهام فروش سهام پس از یک میزان افزایش مشخص (به عنوان مثال 2 برابر) باشد ممکن است هرگز در بازار سهام موفق نباشید. توصیه می‌شود سهامی که آینده خوبی دارند را به واسطه سیاست‌های غلط شخصی دست کم نگیرید.
اگر شما درک خوبی از پتانسیل سرمایه‌گذاری خود دارید ممکن است سیاست‌های غلط شما باعث محدود‌کردن سود شما شود.
در مورد سهامی که با کاهش قیمت مواجه می‌شوند واقع‌بین باشید و در عین حال پتانسیل‌های سهم را نیز در نظر بگیرید.
مهم این است که اگر در تشخیص سهامی که انتظار آینده خوب برای آن را داشته‌اید، دچار اشتباه شده‌اید واقع‌بین باشید.
از فروش سهام زیان‌ده نترسید زیرا ممکن است برای جبران ضرر زمان را از دست بدهید.
در هر صورت مهم این است که شرکت‌ها را با توجه به امکانات و توانمندی‌هایشان ارزیابی کنید.
فقط به خاطر داشته باشید که اجازه ندهید ترس بازده شما را محدود کند یا باعث زیان بیشتر شود.

2- شایعات بازار را جدی نگیرید:
شایعات موجود در بازار را جدی نگیرید حتی اگر از طرف دوست شما و یا شخص مطلع در بازار باشد زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی درستی از آینده یک سهم داشته باشد.
زمانی که شما سهمی را برای خرید انتخاب می‌کنید مهم این است که دلیل انجام این کار را بدانید. تحقیق کنید و شرکت مورد نظر را ارزیابی کنید. تکیه بر شایعات دیگران به نوعی شبیه قمار است پیش از تصمیم به خرید ممکن است در برخی موارد تکیه بر صحبت‌های دیگران سودده باشد ولی این عمل شما را از تبدیل شدن به یک سرمایه‌گذار مطلع باز می‌دارد و این آگاهی تنها رمز موفقیت درازمدت است.

3- با نوسانات جزئی دلسرد نشوید:
در بند 1 اهمیت تشخیص به موقع سودآوری سهام بیان شد. به عنوان یک سرمایه‌گذار با دید بلندمدت، نگران تغییرات قیمت در کوتاه مدت نباشید.
به خاطر داشته باشید که به جای نگرانی نسبت به نوسانات اجتناب‌
ناپذیر در کوتاه مدت به سرمایه‌گذاری خود مطمئن باشید.
یک سری از سرمایه‌گذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولی سود بلندمدت وابسته به تغییرات دیگری در بازار است که ممکن است چند ماه به طول بینجامد. پس دید خود را برروی نظرات و تحقیقات خود متمرکز کنید.

4- روی نسبت
P/E
تاکید نکنید:
سرمایه گذاران معمولاً اهمیت زیادی برای نسبت
P/E قایل هستند. با وجود اینکه این نسبت ابزار مهمی در بازار است ولی اتکای تنها بر روی این متغیر برای خرید یا فروش خطرناک است. این نسبت باید در ترکیب با شاخص‌های دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین نسبت پایین P/E نشانگر ارزش بیشتر سهم نیست همان طور که نسبت بالا نشانگر پایین‌تر بودن ارزش واقعی سهام نمی‌باشد.

5- به دام سهام ارزان قیمت نیافتید:
ممکن است برخی تصور کنند که سهم ارزان قیمت زیان کمتری دارند. در حقیقت سهام ارزان قیمت بسیار ریسکی‌ تر از سهام با قیمت بالا هستند.

6- انتخاب یک استراتژی مشخص و تمرکز روی آن:
افراد مختلف روش‌های مختلفی برای خرید یا فروش سهام در بازار
بر می‌گزینند. روش‌های مختلفی برای موفقیت در بازار وجود دارد و روش هیچ کس بر بر دیگران ارجحیت ندارد سرمایه‌گذاری که روش مشخصی برای خرید سهام نداشته باشد ممکن است در بلندمدت با زیان مواجه شود.

7- آینده‌نگر باشید:
سخت‌ترین بخش سرمایه‌گذاری در بازار سهام این است که سرمایه‌گذار تصمیماتی را اتخاذ می‌کند که نتایج آن در آینده مشخص می شود نکته ای که باید مدنظر داشت این است که با وجود استفاده از اطلاعات گذشته برای تصمیم‌گیری،‌ آینده همه چیز را مشخص می‌کند. اگر پس از اینکه سهام یک شرکت با رشد قیمت مواجه شد این سوال را از خود بپرسید که آیا این سهم می‌تواند بالاتر رود این سوال شما را گمراه می‌کند. درحالی‌که سرمایه‌گذار باید با بررسی وضعیت شرکت نسبت به خرید آن اقدام کند.

8- دید بلند مدت داشته باشید:
سودهای کوتاه مدت اغلب باعث گمراهی سرمایه‌گذاران جدید می شود و داشتن دید بلندمدت برای یک سرمایه‌گذار ضروری است.
این بدان معنی نیست که خرید و فروش سهام منجر به کسب سود نمی‌شود ولی همانطور که قبلا اشاره شد سرمایه‌گذاری در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روش‌های متفاوتی برای کسب سود هستند. مبادله نیاز به ریسک پذیری بالا دارد. در نظر داشته باشید که این مبادلات نیاز به منابع مالی، دانش و ریسک‌پذیری بالا دارد.

نتیجه‌گیری: در این مقاله توصیه‌هایی برای سهامداران با دید مدت ارائه شد. در نظر داشته باشید که در همه موارد فوق استثناهایی وجود دارد. ممکن است یک سرمایه‌گذار با توجه به شرایط در جهت عکس برخی از موارد فوق عمل کند ولی امید این است که توصیه های فوق در تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران در بازار سهام مفید باشد.

 هفت راه علاقمند كردن شنوندگان

 همه‌ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي‌شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه‌ي اين‌ها سخنراني‌هاي بسيار مهمي هستند و مي‌توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت‌ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نکاتي اشاره مي‌کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي‌توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.
اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است.
پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي‌دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي‌کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي‌شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي‌کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي‌خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.

4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي‌شود دوري کنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي‌کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي‌گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه‌گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.

5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي‌کردم که مي‌گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي‌کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد.متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.


6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي‌کند.

7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي‌تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي‌اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي‌گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي‌کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي‌دانند که چه موقع بين حضار
راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي‌دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي‌دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.

 گام های بزرگ برای موفقیت

چه کسی تصور می کرد که عزم راسخ مردی متین و فروتن- وکیل تجاری و پایبند به اصول صلح دوستانه – توانایی سرنگون کردن امپراطوری عظیمی را داشته باشد؟ اما تصمیم «ماهاتما گاندی»، مبنی بر عدم توسل به روش های خشونت آمیز در بدست گیری مجدد اداره هندوستان به دست مردم این کشور، زنجیره ای از حوادث پیش بینی نشده را در پی داست.
به نیروی تصمیمی واحد که بلادرنگ به مرحله اجرا در آید کاملا یقین دشاته باشد. راز وجود چنین نیرویی، ایجاد تعهد عمومی است؛ تعهدی که از چنان تاثیری برخوردار است که نمی توان از ادای آن شانه خالی کرد. در حالی که بسیاری بر این عقیده بودند که تحقق رؤیای گاندی، امری ناشدنی است، پایبندی خدشه ناپذیر او نسبت به تصمیمی که تخاذ کرده بود، آن را به حقیقتی انکار ناشدنی تبدیل کرد.
اگر از شما نیز خواسته می شد تا در سطحی یکسان از هیجان، یقین و عمل، موجی متوقف نشدنی به راه بیندازد، چه می کردید
؟

ابتدا گوش دهید سپس اعلام نظر کنید

نخست گوش فرا دهید سپس بخواهید به شما گوش دهند. بگذار اول من به تو گوش کنم. یعنی اول طرف مقابل را کامل درک کن و وقتی او مطمئن شد که او را فهمیده‌ای، آن‌گاه به اعلام نظر خود بپرداز.
بسیاری از مردم فقط دوست دارند نظر بدهند و تجربیات زندگی خود را بیان کنند. آن‌ها به این نکته توجه ندارند که همیشه تشخیص باید مقدم بر تجویز باشد. تجویز کردن به طرف مقابل بدون گوش دادن و تشخیص مشکل او مثل این است که عینک طبی خود را بخواهید به او بدهید.
                                  

اغلب مردم با نیت پاسخ دادن، به سخنان دیگران گوش می‌کنند و نه اینکه قصد درک آن را داشته باشند. همچنین عقاید، احساسات و داوری‌های خود را دخیل کرده و برای پاسخ به یکی از چهار روش زیر توسل می‌جوییم: ارزیابی: موافق انجام کاری یا مخالف. بازجویی: سوال پیچ کردن مخاطب. تحمیل پند و اندرز: نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می‌کنیم. تعبیر و تفسیر: رفتار و انگیزه‌های دیگران را بر حسب رفتار و انگیزه‌های خود می‌سنجیم.                                                        
                                                                                                      
در بسیاری از مواقع برای تغییر وضعیت فرد نیازی به پند و اندرز و توصیه نیست. غالب مردم پس از اینکه مجالی برای ابراز احساسات بیابند مسائل خود را می‌شکافند و در نتیجه راه‌حل‌ها خود آشکار می‌شوند.
نیروی جمعی ایجاد کنید؛ برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است. بها دادن به تفاوت‌ها (تفاوت‌های ذهنی، احساسی و روانی) جوهره کار تیمی‌است.
                                                   
این عادت ثمره نهایی یا ایجاد راه حل‌های تازه و بهتر گروهی است. برای این کار ابتدا به طرف مقابل گوش فرادهید و در نهایت احترام ارتباط برقرار کنید. آنگاه توانایی خلاق خود را به کار برید تا راه حل‌هایی تازه و امکاناتی سرشار از منافع متقابل ایجاد کنید.
                                                                            
ارج نهادن به تفاوت‌ها جوهر سینرژی است. اگر تصور کنیم که جهان را همانگونه که هست می‌بینیم، دیگر به چه دلیل باید به تفاوت‌ها ارج نهیم؟ در این صورت با تجربه‌های خود تنها مانده‌ایم و همواره از کمبود اطلاعات رنج می‌کشیم. انسانی واقعا می‌تواند مؤثر باشد که محدودیت‌های ادراکی خود را درک کند و از منابع غنی دیگران استفاده کند.
                                                                                   
اره را تیز کنید. گاه که به عواقب عظیم ناشی از چیزهای کوچک می‌اندیشیم، به این نتیجه می‌رسیم که اصولا هیچ چیز حقیری وجود ندارد. این عادت عبارت است از ایجاد مجال برای تیز کردن اره یا بازسازی خویشتن. گاه دست از کار بکشید و در گفتار و رفتارمان درنگ و تامل کنیم.

 

خلاقیت در کار

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: "من کور هستم لطفا کمک کنید."

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

" امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! "

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.                         
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!

 

داستان موفقیت گوگل

داستان موفقیت گوگل، داستانی تکرار نشدنی است.

دوازده سال قبل در روز هفتم سپتامبر 1998، دو فارغ التحصیل جوان دانشگاه اکسفورد شرکتی را با نام عجیب "گوگل" تاسیس کردند.

امروز لری پیج و سرگی برین میلیاردر هستند، و شرکت آنها فوق العاده سود آور است؛ تنها بین ماه های اپریل و جون سال گذشته گوگل گزارش کرد که درآمدی بالغ بر 5.7 میلیارد دلار داشته است که سود خالص آن به 1.25 میلیارد دلار بالغ می شود.

این مبلغ برای شرکتی که آگهی های اینترنتی منتشر می کند و در این راه واسطه گری انجام می دهد، مبلغ بسیار زیادی است.

البته جزئی از راز موفقیت شرکت گوگل، الگوریتمی است که بر اساس آن موتور جستجوی این شرکت، در اینترنت به دنبال اطلاعات می گردد.

این شرکت آنچنان جهان را تغییر داده که مردم دیگر در اینترنت به دنبال چیزی "نمی گردند" بلکه اطلاعات را "گوگل" می کنند و "گوگل کردن" در لغت نامه ها جای گرفته است.

اما رمز موفقیت گوگل به تنها این مسئله محدود نمی شود.

از جادویی موفقیت

برای گوگل، تکنولوژی های مورد استفاده این شرکت در انبارهای اطلاعاتی، به آن امکان می دهد که گستردگی، سرعت، و کارآمدی عملیات خود را بیشتر کند که این موضوع برای گوگل به اندازه الگوریتمهای جستجو اهمیت دارد.

پس از آن هم باید به دو ابزار نرم افزاری این شرکت که منبع درآمد اصلی آن محسوب می شوند اشاره کرد: Ad Words که در هنگام جستجو توسط سایت این شرکت، آگهی های تبلیغاتی را مقابل اطلاعات یافته شده به نمایش می گذارند، و Ad Sense که امکان انتشار آگهی های هوشمند گوگل را در سایتهای دیگران فراهم می کند.

مهمترین چیز درباره اصول کاری گوگل آن است که فضای آگهی را نه به ثروتمندترین متقاضی، بلکه به لینک هایی اختصاص می دهد که بیش از دیگران به موضوع مورد جستجو ارتباط دارند.

این مسئله نه تنها کاربران گوگل را راضی تر نگه می دارد، بلکه باعث می شود احتمال کلیک کردن کاربر بر روی لینک های تبلیغاتی افزایش یابد و عملا درآمد گوگل نیز بیشتر شود.

هرچند برخی منتقدان گوگل را شرکتی تک بعدی می دانند و معتقدند ممکن است هر آن موتورهای جستجوی بهتر و جدیدتری به بازار عرضه شوند، اما عملکرد گوگل باعث شده تا این سایت از مقام محبوب ترین سایت جستجو در جهان پایین نیاید.