کارتل
کارتل
کارتل شرکتهایی هستند که در یک رشتهٔ خاص فعالیت میکنند و با حفظ استقلال مالی و حقوقی خود با یکدیگر متحد میشوند و در مورد تقسیم بازار میان خود و حجم تولید و قیمت کالا با یکدیگر به توافق میرسند.هدف کارتلها تسلط بر بازار یک کالای خاص از طریق تضعیف یا از بین بردن رقابت در بازار آن کالا توسط ایجاد انحصار است. نمونه بارز کارتلها از سال ۱۹۳۳ در آلمان و کشورهای اروپای غربی است. به خاطر تاثیر منفی کارتل در از بین بردن رقابت، قوانین ضد ایجاد کارتل در آلمان و برخی کشورهای دیگر بوجود آمد.
کارتلهای بینالمللی
یک کارتل بینالمللی عرضهکنندهٔ یک کالای مخصوص در کشورهای مختلف است که اعضاء آن میتوانند شرکتها، سازمانها و یا دولتها در کشورهای مختلف باشند که با توافق بر روی کاهش تولید و صادرات سعی میکنند سود خود را حداکثر کنند. هرچند که در آمریکا ایجاد کارتل ممنوع میباشد و در اروپا نیز بسیار محدود است امّا مقابله با کارتلهای بینالمللی کار راحتی نیست، زیرا این کارتلها زیر نظر قانون هیچ کشوری نیستند.
معروفترین و تاثیرگذارترین کارتل بینالمللی در حال حاضر «سازمان کشورهای صادرکنندهٔ نفت (اوپک)» میباشد که با کنترول تولید و صادرات اعضای خود توانست قیمت نفت را در سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ به چهار برابر قیمت افزایش دهد.مورد دیگر «سازمان حمل و نقل هوایی بینالمللی (یاتا IATA)» که یک کارتل بزرگ خطوط هوایی بینالمللی است که هر ساله خط مشی مربوط به پروازهای بینالمللی را از قبیل کرایهها، سیاستها و مقررات را معیّن میکند.
یک کارتل زمانی موفّق است که فقط تعداد کمی در آن سازمان کالایی ضروری تولید کنند که جانشینی نداشته باشد.اوپک در دهه هفتاد بسیار موفق عمل کرد؛ زیرا برای نفت جانشینی وجود ندارد و تولیدکنندههای آن نیز محدود هستند. وقتی تعداد زیادی عرضهکننده در سطح جهان وجود داشته باشد، مشکل میتوان آنها را در قالب یک کارتل کارآمد سازماندهی نمود. همچنین اگر جانشین مناسبی برای کالای تولیدی کارتل وجود داشته باشد، هر نوع تلاشی به منظور افزایش قیمت از طریق کاهش تولید تنها باعث این خواهد شد که مصرفکنندهها کالای جانشین را خریداری کنند. این مهم علت شکست کارتلهای بینالمللی در تسلط بر بازاهای مواد معدنی (غیر از نفت) و محصولات کشاورزی (غیر از شکر، قهوه، کاکائو و لاستیک) را نشان میدهد.
از آن روی که قدرت هر کارتل بستگی به توانایی آن در محدود کردن تولید و صادرات دارد، هر یک از عرضهکنندگان تمایل دارند خارج از کارتل فعالیت کنند و با توسل به نیرنگ به فروش نامحدود کالا با قیمتی کمتر از قیمت کارتل اقدام کنند. نمونه این واقعه در سال ۱۹۸۰ اتفاق افتاد و در زمانی که قیمت نفت در بالاترین حد خود بود، این قیمت باعث شد که کشورهای غیرعضو مثل انگلیس، مکزیک و نروژ به صورت جدّی در پی اکتشاف نفت باشند. افزایش عرضه نفت در پی کشف منابع جدید و تولید بیشتر، به همراه سیاستهای حفاظت از محیط زیست باعث کاهش تقاضا برای محصولات نفتی شد؛ در نتیجه قیمت نفت در دهه هشتاد نسبت به دهه هفتاد به شدّت افت کرد. بر اساس پیشبینیهای نظریههای اقتصادی، کارتلها غالباً ثبات ندارند و سرانجام با فروپاشی روبرو میشوند. در صورت موفّقیت نیز کارتل چیزی بیش از انحصارگری که سود خود را حدّاکثر میکند و به زیان رقابت و حقوق مصرفکننده عمل میکند نخواهد بود.
نظریه هوبرت
آنچه به ادعای مدعیان به اوج رسیدن تولید نفت اعتبار میدهد، ماجرایی مشهور در تاریخ نفت است. در سال ۱۹۵۶ یک زمین شناس به نام کینگ هوبرت پیش بینی کرد که تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ به اوج خود خواهد رسید. مدیران وی در شرکت شل بهتزده شده بودند. آنها حتی کوشیدند آقای هوبرت را متقاعد کنند که از اظهار علنی این ادعا منصرف شود. اما حق با وی بود. تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ به نقطه اوج رسید و از آن زمان مرتبا کاهش یافته است.
حتی کشف ذخایر قابل ملاحظه در خلیج پرودو در آلاسکا، به میزان ۱۳ میلیارد بشکه، نتوانسته است این روند را تغییر دهد. آقای هوبرت همچنین محاسبه کرد که کل ذخایر قابل استخراج نفت آمریکا ۱۷۰ میلیارد بشکه خواهد بود. ابتدا منتقدان با تحلیل وی مخالفت و استدلال کردند پیشرفت فناوری اکتشاف و استخراج سبب میشود میزان نفت موجود آمریکا افزایش یابد. همین اتفاق افتاد ولی ذخایر آمریکا از حدی که آقای هوبرت تخمین زده بود، بالاتر نرفت. حتی اگر نفت آلاسکا را در نظر بگیرید، تاریخ نفت آمریکا تقریباً عین پیش بینی آقای هوبرت سیر کرده است و منابع نفت داخلی آمریکا فقط تا 8 سال دیگر کفا ف میدهد.
چند سال پیش زمین شناسان شیوههای آقای هوبرت را به کل تولید نفت در جهان تعمیم دادند. تحلیل آنها حاکی از آن بود که تولید نفت در خلال اولین دهه قرن بیست و یکم به اوج خواهد رسید. برخی میگویند این نقطه اوج در سال ۲۰۰۵ یا ۲۰۰۶ از راه میرسد. دیوید گواستاین، فیزیکدان موسسه فناوری کالیفرنیا که کتابش با عنوان "پایان نفت" سال گذشته انتشار یافت، پیش بینی میکند اوج تولید نفت تا پیش از سال ۲۰۱۰ خواهد بود. رابرت هرش، تحلیلگر انرژی، میگوید که سال دقیق خیلی مهم نیست چون همین حالا خیلی دیر شده است. وی در تحقیقی برای وزارت نفت آمریکا چنین نتیجه گرفت که بیش از یک دهه وقت لازم است تا اقتصاد این کشور با افت تولید نفت سازگار شود.
مهندسی نفت
مهندسی نفت کاربرد دانش، فناوری، ریاضیات و اقتصاد در فرآیند اکتشاف، استخراج، برآورد مخزن و توسعه نفت، گاز و سایر ترکیبات هیدروکربوری از مخازن زیرزمینی و انتقال آنها به پالایشگاه، صنایع پایین دستی و مصرف کنندهاست. شایان توجه است که پالایش نفت در حیطه صنایع بالادستی صنایع نفت و گاز بوده و در محدوده مهندسی شیمی قرار میگیرد.
در سالهای اخیر بهدنبال تغییراتی که در رویکرد سرمایهها بسوی منابع جدید انرژی صورت گرفته است بسیاری از دانشگاهها همچون استنفورد و دانشگاه کالیفرنیا این رشته را به منهدسی انرژی تغییر نام داده اند چرا که مباحث مطروحه در زمین گرمایی و سایر انرژی های نوین کماکان بسیار نزدیک به این رشته میباشد.
اقتصاد نفت
ذخایر عظیم نفت در ایران، خلیج فارس، عراق، عربستان سعودی، آمریکای جنوبی، آمریکا، کانادا، روسیه (ولگا، اورال و سیبری غربی)، آفریقا، لیبی، نیجریه، ونزوئلا، خلیج مکزیک و دریای شمال قراردارد. حدود ۷۵ درصد از کل منابع نفت موجود جهان در خاورمیانه قراردارد.
اقتصاد نفت
بازارهای جهانی نفت و گاز براساس تفکری منطقی و عقلانی حرکت نمیکنند و در پشت هر معاملهای ترس و تردید قرار گرفته است. تقاضای بیشتر و محدودیت عرضه نفت سبب بالارفتن قیمت شده است و این (نظريه هوبرت) که کل ذخایر قابل استخراج نفت آمریکا حتی اگر نفت آلاسکا را در نظر بگیرید فقط تا 8 سال دیگر (2013) کفا ف میدهد، نیز تقویت گشته است و قیمت نفت افزایش خواهد داشت. اگر چه هنوز تردیدهایی برای قیمت ۱۲۰ دالری نفت وجود دارد، اما تشنج فعلی بازار، و وجود موارد ژئوپلتیک متعدد همگی به یک معنی خواهند بود و آن افزایش قیمت نفت است. عموم مسایل ژئوپلتیک حول محور خاورمیانه میگذرد. این بدان دلیل است که سه منبع از چهار منبع اصلی نفت جهان در این منطقه قرار گرفته است.این سه منبع در کشورهای ایران، عراق و عربستان سعودی واقع هستند که هر کدام دستخوش مشکلاتی بودهاند. با توجه به تمامی شرایط گفته شده، این گونه به نظر میرسد که بازار نفت کماکان آشفته خواهد ماند و فشار بیشتر در جهت افزایش قیمت و نه کاهش آن دیده خواهد شد.
دلایل قیمتهای بالای نفت چیست؟
قیمتهای بالا فعلا ماندگار خواهد بود. از جهت عرضه، زمزمههایی مبنی بر کاهش منابع در بخشهای نفتی غیرعضو در اوپک همانند خلیج مکزیک و دریای شمال به گوش میرسد. با استناد بر آمار منتشره آژانس بینالمللی انرژی (IAEA)، تولیدات عرضهکنندگان غیراوپکی تا ۲۰۰هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت. بخشی از دلایل این موضوع آن است که شرایط سیاسی و عدم جذابیت در قوانین سرمایهگذاری پارهای کشورها همانند مکزیک و روسیه مشکلاتی در راه کشف و توسعه منابع جدید نفتی در آنها به وجود آورده است.این مساله فشار بیشتری را بر تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه به خصوص عربستان سعودی وارد میآورد. تقاضای بیشتر و محدودیت عرضه نفت سبب بالارفتن قیمت تا رقمی بالاتر از ۶۵دالر برای هر بشکه شده است.
همچنین با توجه به منازعاتی که بر سر عدم شفافیت گزارش اعلام شده توسط عربستان مبنی بر حجم واقعی منابع ذخیره نفتی آنها به وجود آمده، خود دلیلی دیگر برای متشنج شدن بازار را فراهم آورده است.
از دلایل دیگر میتوان به مساله ظرفیت بهرهوری پالایشگاههای جهانی اشاره کرد. در اواسط دهه ۸۰، ظرفیت بهرهوری پالایشگاههای جهانی تقریباً ۷۵درصد بود و لیکن امروزه این ظرفیت به بیش از ۹۵درصد رسیده است. خصوصا پالایشگاههای ایالات متحده تحت فشار سنگینی قرار گرفتهاند و ظرفیت بهرهوری از آنها حتی از ۹۸درصد نیز فراتر رفته است. از نقطهنظر تاریخی، بخش پالایشگاهی جزو بخشهای مشکلزا برای شرکتهای نفتی در جهت درآمدزایی بوده است و نتیجه بلندمدت آن، سرمایهگذاری اندک در این بخش بوده است که خود سبب شده است که پالایشگاهها فرسوده و تجهیزات آنها قدیمی مانده باشد. در همین راستا، به سبب دلایل زیست محیطی، از سال ۱۹۸۰ به بعد هیچ پالایشگاه جدیدی نیز در ایالات متحده ساخته نشده است. این نکات نشان میدهد که پالایشگاههای فعلی تحت فشار هستند و به علت خرابی و تعمیرات میبایست بسته شوند. سیستم پالایشگاهی ایالات متحده بیشتر از حد قابل تحمل آن به کار گرفته شده است و مشکلات مربوط چه در ظرفیت پالایش و چه در وضعیت تولید سبب ایجاد حادثههای متعدد و به تبع آن از خط تولید خارج گشتن پالایشگاهها گردیده است.
علاوه بر موارد فوق، توفانهای فصلی در خلیج مکزیک و اضافه شدن تقاضای نفت از طرف چین و هند و همچنین فاکتورهای ژئوپلتیک و گمانهزنیها برای قیمتهای بالاتر نفت نیز تأثیرگذار بوده است. در همین مدت، اقتصاد جهانی کاهش شدیدی را از خود بروز نداده است. در گذشته با بالارفتن قیمت نفت، اقتصاد دچار افت و یا بحران میگشت. ولی تاکنون با وجود قیمتهای بیشتر نفت، رشد اقتصادی مشاهده شده است. همچنین، صندوق بینالمللی پول رشدی ۶/۳درصدی را برای اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ به همراه رشد اقتصادی اروپا و جاپان پیشبینی کرده است.
به همین دلیل تقاضا برای نفت کاهش نخواهد یافت و این سبب میشود که نفت تبدیل به اهرمی کلیدی برای اقتصاد جهانی در سالهای آتی شود. دنیای تازهای که این قیمتهای بالاتر نفت خواهند ساخت، تأثیرات قابل توجهی بر ساختار مناسبات سیاسی کشورها خواهد گذاشت.
تنشهایی میان آمریکا و چین بر سر تمایل چین به خرید شرکت نفتی آمریکایی UNOCAL توسط شرکت نفتی چینی CNOOC پدید آمد. تنشهای دیگری در بین چین و جاپان بر سر ذخایر احتمالی نفت و گاز در دریا میان آن دو و همچنین دسترسی به منابع انرژی روسیه به وجود آمده است.
رقابت بر سر در اختیار گرفتن نفت و گاز نظر قدرتها را به منابع موجود در آفریقا نیز جلب کرده است و سیاستهای ضد آمریکایی اتخاذ شده توسط هوگو چاوز، رییس جمهوری ونزوئلا که شامل کمک نفتی به کوبا و ایجاد موقعیتی مناسب برای چین در جهت ایجاد رابطهای نزدیکتر با کشورهای آمریکای لاتین است، خود از دیگر نتایج تغییر در روابط سیاسی است.
مسایل ژئوپلتیک
عموم مسایل ژئوپلتیک حول محور خاورمیانه میگذرد. این بدان دلیل است که سه منبع از چهار منبع اصلی نفت جهان در این منطقه قرار گرفته است.این سه منبع در کشورهای ایران، عراق و عربستان سعودی واقع هستند که هر کدام دستخوش مشکلاتی بودهاند.
عراق کماکان دچار درگیریها و جنگهای داخلی است و صنعت نفتی آنها هدف خرابکاریها قرار میگیرد و تولیدشان بسیار کمتر از ظرفیت آن است.از دیدگاه جهانی برنامه هستهای ایران هم جزو مسایل مرتبط با نفت قرار میگیرد و تحولات و گفتوگوها و نتیجهگیریهای مرتبط با این موضوع در حرکت دادن قیمت تأثیرگذار است.
عربستان سعودی بزرگترین تولید کننده نفت نیز با مسایل گوناگون سیاسی دست و پنجه نرم میکند. در ظاهر قدرت خاندان سعودی و داشتن رابطههای موثر و همچنین کنترول و در دست داشتن دستگاههای امنیتی و قدرت سیاستگذاری بر ذخایر نفتی آنها است که خود پایداری و ثبات را نمایش میدهد. ولیکن در حقیقت آن گونه که به نظر میرسد نخواهد بود و ما شاهد بروز تغییراتی دیگر در آینده خواهیم بود.
با توجه به تمامی شرایط گفته شده، این گونه به نظر میرسد که بازار نفت کماکان آشفته خواهد ماند و فشار بیشتر در جهت افزایش قیمت و نه کاهش آن دیده خواهد شد.
اقتصاد جهانی به لطف فناوریهای گذشته توانسته است با این افزایش قیمتها مدارا کند، اگر چه که نقطهای وجود خواهد داشت که در آن قیمت، اقتصاد جهانی متحمل ضربات سنگینی خواهد شد. اما به راستی این نقطه در چه سطح قیمتی خواهد بود؟
اکتشاف و استخراج نفت
آنچه به ادعای مدعیان به اوج رسیدن تولید نفت اعتبار میدهد، ماجرایی مشهور در تاریخ نفت است. در سال ۱۹۵۶ یک زمین شناس به نام کینگ هوبرت پیش بینی کرد که تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ به اوج خود خواهد رسید. مدیران وی در شرکت شل بهتزده شده بودند. آنها حتی کوشیدند آقای هوبرت را متقاعد کنند که از اظهار علنی این ادعا منصرف شود. اما حق با وی بود. تولید نفت آمریکا در سال ۱۹۷۰ به نقطه اوج رسید و از آن زمان مرتبا کاهش یافته است.
حتی کشف ذخایر قابل ملاحظه در خلیج پرودو در آلاسکا، به میزان ۱۳ میلیارد بشکه، نتوانسته است این روند را تغییر دهد. آقای هوبرت همچنین محاسبه کرد که کل ذخایر قابل استخراج نفت آمریکا ۱۷۰ میلیارد بشکه خواهد بود. ابتدا منتقدان با تحلیل وی مخالفت و استدلال کردند پیشرفت فناوری اکتشاف و استخراج سبب میشود میزان نفت موجود آمریکا افزایش یابد. همین اتفاق افتاد ولی ذخایر آمریکا از حدی که آقای هوبرت تخمین زده بود، بالاتر نرفت. حتی اگر نفت آلاسکا را در نظر بگیرید، تاریخ نفت آمریکا تقریباً عین پیش بینی آقای هوبرت سیر کرده است و منا بع نفت دا خلی آمریکا فقط تا 8 سال دیگر کفا ف میدهد.
چند سال پیش زمین شناسان شیوههای آقای هوبرت را به کل تولید نفت در جهان تعمیم دادند. تحلیل آنها حاکی از آن بود که تولید نفت در خلال اولین دهه قرن بیست و یکم به اوج خواهد رسید. برخی میگویند این نقطه اوج در سال ۲۰۰۵ یا ۲۰۰۶ از راه میرسد. دیوید گواستاین، فیزیکدان موسسه فناوری کالیفرنیا که کتابش با عنوان "پایان نفت" سال گذشته انتشار یافت، پیش بینی میکند اوج تولید نفت تا پیش از سال ۲۰۱۰ خواهد بود. رابرت هرش، تحلیلگر انرژی، میگوید که سال دقیق خیلی مهم نیست چون همین حالا خیلی دیر شده است. وی در تحقیقی برای وزارت نفت آمریکا چنین نتیجه گرفت که بیش از یک دهه وقت لازم است تا اقتصاد این کشور با افت تولید نفت سازگار شود.
جریان جدید درآمدهای نفتی
مخالفتهای هوگو چاوز با سیاستهای ایالات متحده منافعی برای او به همراه داشته است. او از بالاتر رفتن قیمت نفت به محکم ساختن پایههای حکومت داخلی خویش پرداخته و کمکهایی به دیگر همکیشان خود در آمریکای لاتین کرده است. در سال ۲۰۰۲ ذخایر مالی خارجی ونزوئلا کمی بیش از ۸میلیارد دالر بود ولیکن در اواسط سال ۲۰۰۵ این رقم به بیش از ۲۰میلیارد دالر بالغ گشته است.
کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و امارات متحده عربی در حال حاضر برای پاسخگویی به تقاضای موجود با رکوردی که در ۲۵ سال اخیر بیسابقه بوده است به استخراج نفت میپردازند.
این حرکت در تمامی این کشورها با نرخ رشد سریعتر و افزایش منابع مالی خارجی قابل مشاهده است. بنابر تحقیقات موسسه مالی بینالمللی واشنگتن، کشورهای حوزه خلیج فارس در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ بیش از ۳۶۰میلیارد دارایی خارجی چه از اوراق قرضه و چه از داراییهای ثابت خریداری خواهند کرد که این رقم چیزی در حدود ۵۰درصد بیشتر از مجموع خرید همین موارد در پنج سال اخیر بوده است. بیشتر این پول به سمت بازارهای آمریکایی و اروپایی سرازیر خواهد شد و همچنین مقداری از آن هم به خاورمیانه وارد خواهد شد.
عربستان همچنان بزرگترین صادرکننده نفت جهان است و درآمد این کشور از محل صادرات نفت تا پایان سال 2005 به 170 میلیارد دالر خواهد رسید.
کشور روسیه با درآمد 130 میلیارد دالری دومین صادر کننده بزرگ نفت جهان در سال 2005 خواهد بود.
نروژ نیز با کسب بیش از 51 میلیارد دالر سومین کشور جهان از لحاظ درآمد بالای حاصل از صادرات نفت خام در سال 2005 است.
درآمدهای نفتی ایران تا پایان سال 2005 به 49 میلیارد دالر رسید که چهارمین درآمد بالا در میان سایر کشورهای صادر کننده نفت جهان است.
پژوهش انجام شده با عنوان «نفت و یارانههای نفتی در اقتصاد ایران» نشان میدهد یارانههای پرداختی به سوخت در سال ٨٥ هزینهای معادل ٣٨ هزار و ٧٨٨ میلیارد تومان (معادل ٨٩٩/٤٢ میلیارد دالر) را به اقتصاد ملی ایران تحمیل کرده است.
سازمان اوپک اعلام کرده که اوپک از روز 1.11.2007 تولید خود را به میزان ۵۰۰هزار بشکه در روز افزایش خواهد داد. افزایش تولید نفت به دلیل مقابله با اثرات منفی قیمت ۷۷ دالری نفت بر اقتصاد جهانی و کاهش ذخایر جهانی نفت اتخاذ شده است و این ۵۰۰ هزار بشکه بر تولید واقعی کشورهای عضو اضافه میشود به این ترتیب تولید واقعی ده کشور غیر از عراق و آنگولا از روز 1.11.2007 به ۲/۲۷ میلیون بشکه در روز میرسد. ولی علیرغم اعلام افزایش تولید اوپک بهای یک بشکه نفت خام برای اولین بار از مرز ۸۰ دالر عبور کرد.
همزمان با نشست شورای امنیت (گروه 5+1) برای بررسی وضعیت ایران، قیمت نفت در بازارهای آمریکا با افزایش دو و نیم درصدی به حدود 84 دالر در هر بشکه رسید.
در آستانه فصل سرما، بهای نفت در بازارهای جهانی به رکورد کم سابقه ۹۳ دالر برای هر بشکه رسيد ور اين در حالی است که قيمت اين ماده خام در بازارهای خاور دور به بالای ۹۳ دالر رسيد. افزايش بی سابقه بهای نفت را ناشی از تنش ها در خاورميانه و تنزل ارزش دالر میدانند. بازارهای جهانی خود را برای افزايش بهای نفت به ميزان صد دالر در هر بشکه آماده میکنند.
در آخرين روز سال 2007 ميلادي قيمت هر بشکه نفت به بالاي 96 دالر آمريکا رسيد، در حاليکه در آغاز سال 2007 ميلادي قيمت هر بشکه نفت در حدود 60 دالر آمريکا بود. به اين ترتيب قيمت نفت در سال 2007 با افزايشي 58 درصدي، بيشترين افزايش قيمت را در يک دهه گذشته داشته است.
کارشناسان بر اين باورند که تنشهاي موجود در خاورميانه ، کاهش قدرت دالر آمريکا و کمبود گنجايش ظرفيت کاري پالايشگاهها از عوامل موثر در اين افزايش قيمت بوده است. افزايش قيمت نفت بر قدرت خريد مصرف کنندگان در بسياري از کشورها تاثير محسوسي داشته. قيمت محصولات نفتي با افزايش نسبتاً چشمگيري در سال 2008 ميلادي مواجه شد.
قیمت نفت در اوایل تابستان 2008 به رقم بی سابقه 148 دالر رسید اما در اوج گرمای تابستان 2008 با آشکار شدن بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۹ در اقتصاد جهانی، روند نزولی گرفت و به زیر 40 دالر در هر بشکه سقوط کرد!
ترفند هرمی
تَرفَند هِرَمی یا طَرح هرمی نوعی کلاهبرداری است. شکل کلی آن به این صورت است که افراد با پرداخت مقداری پول عضو شرکتی میشوند تا در آینده با به عضویت در آوردن چند نفر دیگر و رشد زیرمجموعه مشتریان به چند برابر حق عضویت دست پیدا کنند. برخی از این شرکتها به واسطه عضویت باواسطه نیز به اعضایشان حقالزحمه میدهند ولی در همه انواع این نوع دسیسه عضو میبایست دستکم دو نفر را مستقیماً به شرکت معرفی کند.
وجه تسمیه
شبکه اعضای این شرکتها در لایههای پایین افزایش پیدا میکند و از این جهت ساختار شبکه مشتریان شبیه هرم است. سادهترین صورت این شبکهها نوع دودویی است که اگر با یک عضو شروع شود پس از ده مرحله به بیش از هزار عضو جدید، پس از بیست مرحله به بیش از یک میلیون عضو جدید و پس از سی و سه مرحله به بیش از هشت میلیارد عضو جدید برای رشد نیاز دارد!
نتیجه فعالیت این نوع شرکتها این است که تعداد اعضایشان آنقدر رشد خواهد کرد تا محدودیت جمعیت مشتاقان عضونشده موجب شود یافتن عضو جدید کم و بیش ناممکن شود. در چنین وضعیتی جمعیت بسیار بالایی از اعضا، که گاهی تا نود درصد کل هم میرسد، در لایههای پایینی قرار دارند و پولشان را از دست دادهاند و در عوض شرکت و درصد کمی به پول رسیدهاند. این در حالی است که شرکت نیز طبق قوانینش عمل کرده است.
ظاهر این نوع کلاهبرداری را گاهی با اضافه کردن کالا یا خدمات به فعالیتی شبهاقتصادی تبدیل میکنند که به آن بازاریابی چندسطحی گفته میشود.
مثالی ساده از یک ترفند هرمی
شرکتی صد هزار دالر میگیرد و در صورتی که عضوی دو عضو جدید معرفی کند به او صد و پنجاه هزار دالر حقالزحمه میدهد. این شرکت با عضویت هر دو نفر، دویست هزار دالر میگیرد و صد و پنجاه هزار دالرش را به عنوان حقالزحمه میدهد. در نتیجه بی هیچ کار مفیدی پنجاه هزار دالر برایش میماند! در چنین فعالیتی همیشه بیش از ۵۰ درصد اعضاء فقط حق عضویت دادهاند و با گسترش شبکه تعدادشان افزایش پیدا میکند تا زمانی که رشد شبکه متوقف شود.
مثالی از یک طرح هرمی با ظاهر اقتصادی
در همان مثال قبل به جای دریافت حق عضویت، کالایی که پنجاه هزار تومان ارزش دارد به قیمت صد و پنجاه هزار دالر به فرد فروخته میشود تا بتواند در فعالیت بازاریابی همان کالا شرکت کند. قوانین پرداخت کارمزد مشابهاست. در نهایت بیش از پنجاه درصد مشتریان به هوس رسیدن به حقالزحمه، کالایی که شاید حتی به آن نیاز هم نداشتهاند را صد هزار دالر گرانتر خریدهاند.
قوانین کشورهای مختلف
در بسیاری از کشورها از جمله ایران، ایالات متحده آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی و آسیایی قوانینی بر ضد این نوع فعالیتها وضع شدهاست.
مهندسی هزینه
امروزه رقابت بین بنگاه های اقتصادی افزایش یافته و این موسسات در رقابتی پیوسته در زمینه های کیفیت، قیمت و خدمات شرکت دارند: «رقابت هزینه ای». رقابت هزینه ای یعنی ارایهٔ محصول یا خدمت با کیفیت و قیمت مورد قبول مشتری.مهندسی هزینه با تمرکز بر فعالیت های اقتصادی (تولیدی، خدماتی و ...) در حوزه های پروژه ای و فرایندی وبا توجه به موارد زیر :
o مدیریت هزینه و بهبود کیفیت عوامل اصلی کسب سود.
o مدیریت بر هزینه ها مسئولیت همهٔ سازمان است، نه یک واحد.
o خرد مالی به عنوان تبلور جوهرهٔ ارزش آفرینی سازمان یعنی درست هزینه کردن : پارادایمی که با بهره گیری از مفاهیم و دانش های اقتصادی، مالی و ... به بیشینه سازی ارزش و کمینه سازی هزینه ها در مجموعه فرایند های زنجیرهٔ ارزش ساز می پردازد و از طریق آن، دانش اقتصادی در تمامی سطوح سازمان نهادینه می شود.
به رقابت پذیر کردن هزینه ها می پردازد. ماموریت مهندسی هزینه
o بالا بردن ظرفیت مسئله یابی و تحلیل عارضه.
o شناسایی زمینه های کاهش راهبردی هزینه در کل زنجیرهٔ ارزش ساز (رویکرد واکنشی).
o تعریف پروژه های بهبود و نظارت بر اجرای آن (رویکردآینده نگر و پیشگیرانه).
تيمورشاه الفت