7
آداب دعا کردن پیامبر (ص(
دعای پیامبر (ص) هنگام برخاستن : هنگامی که پیامبر (ص) ازجایی برمیخاست میفرمود: "سبحانک اللهم وبحمدک اشهد ان لااله الا انت استغفرک و اتوب الیک" یعنی منزه هستی ای خداوندکه به ستایش تومشغولم گواهی میدهم که جز تو خدایی نیست و ازتوآمرزش میخواهم وبه سوی تو توبه مینمایم.
دعای پیامبر (ص) هنگام نگاه کردن در آئینه :پیامبر (ص) وقتی که در آئینه نگاه میکرد میفرمود: "الحمدللهالذی اکمل خلقی و احسن صورتی و زان منی ماسان من غیری و هدانی للاسلام و من علی بالنبوه" به این معنا که ستایش خداوندی را که آفرینش من را کامل و صورت من را زیبا قرار داد و مقابل عیب دیگران مرا زینت بخشید، به اسلام هدایتم کرد و با نبوت، نعمت بزرگی به من عطا کرد.
آداب معاشرت پیامبر اعظم (ص)
در این باب نیز روایات بسیاری نقل شده که هر یک بیانگر خلق و خوی و آداب معاشرت نیکوی پیامبر اکرم (ص) است که میتواند راهنمای مناسبی برای پیروان آن حضرت باشد.
دیلمی در کتاب "ارشاد القلوب" روایت کرده که: آن حضرت اگر به خوردن چیزی دعوت میشد آن را کوچک نمیشمرد هر چند خرمایی پوسیده باشد، مخارج زندگی ایشان سبک ودارای طبع بزرگ وخوش معاشرت و خوشرو بود، بدون اینکه بخندد همیشه تبسمی بر لب داشت، بدون اینکه چهرهاش درهم کشیده باشد اندوهگین به نظر میرسید، بدون اینکه از خود ذلتی نشان دهد همواره متواضع بود، بدون اینکه اسراف بورزد سخی بود، دل نازک و به همه مسلمانان مهربان بود و هرگز دست طمع به سوی چیزی دراز نکرد. تواضع و فروتنی از خصوصیات بارز آن حضرت بود تا آنجا که ایشان در جایی می فرماید : از چند چیز تا هنگام مرگ دست برنمیدارم، روی زمین با بردگان غذاخوردن، لباس پشمینه پوشیدن و به کودکان سلام کردن، تا اینکه بعد از من سنت شود.
در کتاب "اخلاق" از ابوالقاسم کوفی نقل شده که گفت: رسول خدا (ص) برای خود از کسی انتقام نگرفت، بلکه از آنان که آزارش میدادن میگذشت و آنان را عفو میکرد .
پیامبر (ص) نیز در روایات مختلف به رفتار و آداب معاشرت خود اشاره کرده است، چنانکه درکتاب "کافی" در حدیثی از پیامبر (ص) روایت شده که فرمود : پروردگارم به من فرمان داد که مسلمانان فقیر را دوست بدارم. همچنین در حدیثی از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود : جبرئیل از جانب پروردگارم بر من نازل شده و گفت : ای محمد بر توباد که حسن خلق را بر خود ملازمسازی ، زیرا که بدخلقی خیر دنیا و آخرت را از بین میبرد، سپس آن حضرت فرمود: آگاه باشید که شبیهترین شما به من کسانی هستند که اخلاقشان از همه نیکوتر باشد.
خداوند بزرگ نیز در قرآن کریم هنگامی که میخواهد پیامبر اسلام را به انسانها معرفی کند بزرگترین مدالی را که به برگزیدهاش میدهد ستایش خلق نیکوی اوست به طوری که خطاب به آن حضرت میفرماید"انک لعلی خلق عظیم" به راستی کهای پیامبر تو به نیکو خلقی آراستهای.
در ميان جمع، بشّاش و گشاده رو و در تنهايى، سيمايى محزون و متفكّر داشت.
هرگز به روى كسى خيره نگاه نمیكرد و بيشتر اوقات چشمهايش را به زمين میدوخت.
اغلب دو زانو مینشست و پاى خود را جلوى هيچ كس دراز نمیكرد.
در سلام كردن به همه، حتّى بردگان و كودكان، پيشدستى میكرد و هر گاه به مجلسى وارد میشد نزديكترين جاى را اختيار مینمود.
اجازه نمیداد كسى جلوى پايش بايستد و يا جا برايش خالى كند. سخن همنشين خود را قطع نمیكرد و با او طورى رفتار میكرد كه تصوّر میشد هيچ كس نزد رسول خدا از او گرامیتر نيست.
بيش ا ز حدِّ لزوم سخن نمیگفت، آرام و شمرده سخن میگفت و هيچ گاه زبانش را به دشنام و ناسزا آلوده نمیساخت.
در حيا و شرمِ حضور، بى مانند بود.
هر گاه از رفتار كسى آزرده میگشت ناراحتى در سيمايش نمايان میشد، ولى كلمه گِله و اعتراض بر زبان نمیآورد.
از بيماران عيادت مینمود و در تشييع جنازه حضور میيافت. جز در مقام داد خواهى، اجازه نمیداد كسى در حضور او عليه ديگرى سخن بگويد و يا به كسى دشنام بدهد و يا بدگويى نمايد.
آداب سفر کردن رسول خدا (ص(
رسول خدا(ص) روز پنجشنبه مسافرت میکرد. در کتاب "من لا یحضره الفقیه" روایت شده که رسول خدا (ص) با مومنانی که میخواستند به مسافرت روند، تودیع میکرد و میفرمود: خداوند تقوا را توشه شما قرار دهد و هر خیری را به سوی شما پیش آورد و حاجات شما را برآورد و دین و دنیای شما را نگهدارد و شما را به سوی من سالم برگرداند.
قطب راوندی در"لب الالباب" روایت کرده که رسول خدا (ص) از منزلی به منزل دیگر کوچ نمیکرد، مگر آنکه در آن دو رکعت نماز میخواند و میفرمود: تا برایم به نماز خواندن گواهی دهد.
آداب لباس پوشیدن پیامبر اکرم (ص(
غزالی در"احیاءالعلوم" در خصوص نحوه لباس پوشیدن رسول خدا(ص) میگوید: آن حضرت لباس سبز را دوست داشت ، قبائی داشت از سندس که چون بر تن میکرد، رنگ سبز آن با سفیدی رنگ آن حضرت نمایی جذاب و زیبا داشت. اغلب لباسهایش سفید بود و میفرمود: زندههای خود را سفید بپوشانید و مردگان خود را در آن کفن کنید.
لباسی که روی همه لباسها میپوشید با زعفران رنگ شده بود و بسا با همان یک لباس با مردم نماز جماعت میخواند. چون لباس نو میپوشید، لباسهای کهنه خود را به فقیر میداد و میفرمود: هر مسلمانی که برای رضای خدا، لباسهای کهنه خود را به یک مسلمان بپوشاند ، مادامی که آن لباس به تن فقیر است در ضمانت و نگهداری و خیر خداوند خواهد بود، خواهدهنده لباس زنده باشد یا در قید حیات نباشد.
آداب نظافت و زینت پیامبر (ص(
نظافت و زینت از جمله مواردی بود که پیامبر (ص) برای آن اهمیت و ارزش بسیاری قائل بود و همواره به دیگران نیز توصیه میکرد تا خود را پاک و پاکیزه نگه دارند. حضرت محمد (ص) عطر را بسیار دوست داشت و اگر عطری به ایشان تعارف میشد خود را با آن معطر میساخت. در "ذخیرهالعباد" نقل است که محبوبترین عطرها پیش آن حضرت مشک بود. همچنان روایت شده که فرمود: رسول خدا (ص) بیش از آن مقداری که برای خوراک خرج میکرد، به عطر پول میداد.
همچنان روایت شد که رسول خدا بر اصحابش فرمودند ک هر جمعه خود را خوشبوکنند زیرا که آن ازسنت من است وتا زمانیکه بوی آن ازتو استشمام شود برایت حسنه مینویسند. از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمود: دوستم جبرئیل به من گفت: یک روز درمیان خود را معطرساز و روزهای جمعه حتما این کارترک نشود.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به پاكيزگى علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بى نظير بود.
علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها خود را شستشو میداد و اين هر دو را از عبادات میدانست.
موى سرش را با برگ سدر میشست و شانه میكرد و خود را با مشك و عنبر خوشبو مینمود.
روزانه چند بار، مخصوصاً شبها پيش از خواب و پس از بيدارى، دندانهايش را با دقّت مسواك میكرد.
جامه سفيدش كه تا نصف ساقهايش را میپوشانيد هميشه تميز بود. پيش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را میشست و از خوردن سبزى هاى بد بو پرهيز مینمود.
شانه عاج و سرمه دان و قيچى و آينه و مسواك، جزء اسباب مسافرتش بود. خانه اش با همه سادگى و بى تجمّلى هميشه پاكيزه بود.
تأكيد مینمود كه زباله ها را به هنگام روز بيرون ببرند و تا شب به جاى خود نمانَد.
نظافت تن و اندامش با قُدسِ طهارتِ روحش هماهنگى داشت و به ياران و پيروان خود تأكيد مینمود كه سر و صورت و جامه و خانه هايشان را تميز نگهدارند و وادارشان میكرد خود را، به ويژه در روزهاى جمعه، شستشو داده و معطّر سازند كه بوى بد از آنها استشمام نشود و آن گاه در نماز جمعه حضور يابند.
اداب و اخلاق نان خوردن آنحضرت
پيامبر صلى اللّه عليه و اله هر غذايى را كه فراهم بود ميل می كرد. بهترين غذا آن بود كه دستهاى زياد به طرف آن دراز شود. و چون سفره گسترده می شد، می گفت ((بسم اللّه الرحمن الرحيم ؛ اللهم اجعلها نعمة مشكورة تصل بها نعمة الجنة )) بيشتر اوقات كه براى غذاى خوردن می نشست دو زانو و دو پايش را جمع می كرد همان طورى كه نمازگزار می نشيند، جز اين كه زالو روى زانو و يا روى می نشست و می گفت : همانا من بنده ام و همچون بنده می نشينم و چون بنده غذا می خورم .
غذاى داغ نمی خورد و می گفت : غذاى داغ بى بركت است و خداوند آتش را غذاى ما قرار نداده است ، غذا را سرد كنيد. و از آنچه در دسترس داشت ميل می كرد و با سه انگشتش غذا می خورد و گاهى از انگشت چهارم كمك می گرفت و هيچ وقت با دو انگشت غذا نمی خورد و می فرمود: با دو انگشت خوردن كار شياطين است .
عثمان بن عفان پالوده اى براى آن حضرت آورد، مقدارى ميل فرمود، گفت : بنده خدا اين چيست ؟ عرض كرد: پدر و مادرم فدايت ، اين روغن و عسل را در ديگ سنگى می ريزيم و آن را روى آتش قرار می دهيم و می جوشانيم و بعد مغز گندم آسيا شده را روى روغن و عسل می ريزيم و به هم می زنيم تا بپزد، سرانجام اين طور می شود كه ملاحظه می فرماييد. پيامبر صلى اللّه عليه و اله فرمود: اين خوراك خوشمزه اى است . پيامبر صلى اللّه عليه و اله نان جو سبوس نگرفته ميل می كردو خيار را با خرما و نمك می خورد و بهترين ميوه ها در نظر آن حضرت خرماى تازه و خربزه و انگور بود.
و خربزه با نان و شكر ميل می فرمود و بسا آن را با خرما می خوردو از هر دو دستش كمك می گرفت ، روزى خرمايى را كه در طرف راستش بود می خورد و دانه ها را از طرف چپ جمع آورى می كرد. گوسفندى از كنارش گذشت ، پيامبر صلى اللّه عليه و اله دانه هاى خرما را به او اشاره كرد، گوسفند شروع كرد به خوردن دانه هاى دست چپ . آن حضرت ، در همان حال با دست راستش خرما می خورد تا فارغ شد و گوسفند به راه خود می رفت . و چه بسيار انگور را با خوشه می خورد، در حالى كه آب انگور مثل رشته مرواريد روى محاسنش ديده می شد، يعنى آبى كه می چكيد. و بيشتر خوراكش آب و خرما بود، و شير و خرما را با هم مخلوط می كرد و آنها را دو پاكيزه می ناميد. بهترين خوراك در نزد آن حضرت گوشت بود و می فرمود: گوشت بر شنوايى می افزايد و در دنيا و آخرت بالاترين خوراك است و اگر از پروردگارم بخواهم تا هر روز بر من گوشت بخوراند، اجابت می فرمايد. و آبگوشت را با گوشت و كدو ميل می كرد و كدو را دوست می داشت و می فرمود: بوته كدو، درخت برادرم يونس است .
خوشروی و مهربانی آنحضرت ص
در سحرگاه جمعه، هفدهم ربيع الاول سال 570 ميلادي- عام الفيل- مكه با نور ولادت پيامبر گرامي اسلام( صلياللهعليهوآله ) چهرهي نويي گرفت. تمام بتهاي خانهي كعبه درهم شكست. چهارده كنگرهي ايران كسري فروريخت. درياچه ساوه خشك شد. آتشكدهي فارس خاموش گشت. ساختماني كه بر روي دجله ساخته بودند، ازهم پاشيد. نوري از جانب حجاز درخشيد، و تا مشرق را روشن كرد. تخت پادشاهان در سرتاسر گيتي واژگون شد.
همهي اين رخدادها، نشان از تغيير و تحولي عميق در هستي داشت كه ريشهي آن را ميبايست در تولد مولود آن لحظات جستجو كرد. مولودي كه با ورودش به جهان هستي، مژدهي شكست رذالتها را داد. نوري كه از آن ميلاد، شرق و غرب را منور نمود، فرياد گر روزنهي اميدي بود كه در فردايي نه چندان دور، همهي آن حقايق روشن ميشد و مولودي هفدهم ربيع الاول، چهل سال بعد، در روز بيست و هفتم رجب، چون نوري، همهي تاريكي را در هم مينورديد و هم چون خورشيدي، تمام جهان را به سوي توحيد فرا ميخواند.
هدف از اين فراخواني، تبيين شخصيت بزرگ انساني بود. ظلم و فساد و زشتي و هواي نفس را كنار بگذاريد و در راه مستقيم الهي قدم زنيد. به غير از خداوند بزرگ، بندهي كس ديگري نباشيد؛ زيرا ارزش انسان به حركت در مسير توحيد است.
پيامبر گرامياسلام( صلياللهعليهوآله ) براي همين منظور به مقام رسالت برگزيده شده است. خودش ميفرمايد: «اني بعثت لاتهم مكارم الاخلاق» - من براي تمام كردن مكارم اخلاق برانگيخته شدهام، تامقام عالي بشر را براي او گوشزد كنم. مبادا خود را به بهايي اندك بفروشيم. مولايمان علي( عليهالسلام ) فرمود: بهاي انسان بهشت است. خود را به كمتر از آن نفروشيم كه ارزان فروشي كردهايم.
حضرت محمد( صلياللهعليهوآله ) چهل سال خودسازي كرد تا در اوج بندگي، انسانها را به راه توحيد دعوت كند. تمام اوصاف الهي در وجود او جمع بود. مهربانترين انسانها بود. خوش برخورد و صميمي بود. از ما به خودمان دل سوزتر بود. همواره در سلام كردن پيش دستي ميكرد. راستي و درستي او، زبانزد خاص و عام بود.
اين شخصيت برجسته، براي رسالت و ابلاغ فرمان الهي به مردم انتخاب ميشود، تا راه درست رفتن را به انسانها بياموزد. مسير انسان شدن را ترسيم كند.
قرآن كريم صريحا ميفرمايد: كه حضرت محمدبن عبدالله( صلياللهعليهوآله ) الگويي زيبا براي مسلمانان است و هركس كه خواهان خير دنيا و آخرت ميباشد، بايد بكوشد تا او و رفتارش را نصب العين خود قرار دهد و همواره در پي محمدي شدن باشد.
شرح صدر، گذشت، عبادت، نظافت، خوشرويي، شجاعت، ادب، زهد، استقامت، بصيرت، امانتداري و خلوص نبي گرامي( عليهاالسلام ) الگوي رفتاري همهي ماهاست.
اوصاف نيكوي حضرت نبيخاتم( صلياللهعليهوآله ) از هزار نيز فراتر است.
برخورد مسالمت امیز انحضرت با یهودیان
درباره صلح نامه پيامبر(ص) و يهود مدينه هر چه سخن گفته می شود منحصر به پيمانى است كه به ((موادعه يهود)) شهرت يافته است. ليكن در اين مقاله قرار داد ديگرى كه تنها در كتاب ((اعلام الورى)) آمده است به عنوان پيمان اصلى ميان پيامبر(ص) و يهود معرفى می گردد و دلايل و شواهدى بر درستى آن متن ارائه می شود.
هم چنين اين نتيجه به دست آمده كه پيمان نامه مشهور, مربوط به يهوديان انصار است و به علاوه, آن مجموعه اى از چند قرارداد است نه يك قرارداد.
سیمای حضرت محمد ص
رسد آدمی به جايى كه به جز خدا نبيند
ابن ابى نصراز ابوالحسن الرضا (عليه السلام ) نقل می كند: رسول خدا (ص )فرمود: وقتى كه به معراج رفتم ، جبرئيل مرا به جايى بود كه قبلا به آنجا پا ننهاده بود. پس براى او كشف شد و خداى تعالى او نور عظمتش آنچه را كه دوشت داشت ، به او داد.
مال قرض
اين را از سفرنامه رسول الله كه روايت معراجيه آن حضرت است به اختصار و اجمال نقل می كنيم .
شخصى را ديدم كه پشته اى را می خواهد به دوش بگيرد، نمی تواند. باز به اين سو و آن سو می رود و چيزهايى فراهم می كند، و بر روى پشته می نهد، و باز می خواهد آن را حمل كند قادر نيست ، و هكذا.
گفتم : اين چه كسى است ؟
گفت : كسى كه مال از مردم قرض گرفته ، هنوز آن را تاءديه نكرده از ديگرى باز مالى قرض می كند.
پيامبر درمعراج
رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) فرمود: شبى كه مرا به آسمان بردند، زنانى از امتم را در عذاب شديد ديدم . و زنى را ديدم كه سرش سر خوك و بدنش بدن الاغ بود و بر آن هزار هزار رنگ عذاب بود و زنى را به صورت سگ ديدم و آنش از دبر وى داخل شده و از دهان خارج می گرديد. و فرشتگان با پتك هاى آتشين بر سد و بدنش می كوبيدند، تا اين كه فرمود: و اما آن زنى كه سرش سر خوك بود و بدنش بدن الاغ ، زنى سخن چين و دروغگو بود، و اما آن زنى كه بر صورت سگ بود و آنش داخل دبر وى می شد و از دهانش بيرون می رفت خواننده اى نوحه گر و حسود بود.
تيمورشاه الفت